هوالشفاء./
با خودم فکر می کنم:
سکوت نشانه رضاست،
یا جواب ابلهان خاموشی است؟!
هو الشفاء./
ابن سینا می گفت:
"تا بدانجا رسید دانش من که دانستم که نادانم"
من چه گویم که همین را هم نمی دانم.!
هوالشفاء./
اول:
قرار بود که ساعت 5 صبح، آقای شمعدانی، خانواده را به سمت خطه سرسبز شمال حرکت دهد..
نکته: در خانواده آقای شمعدانی، ساعت 5 صبح یعنی 11 قبل از ظهر.!
دوم:
مقصد این سفر دل انگیز، بندر انزلی و ویلای مهندس .... یعنی شریک آقای شمعدانی بود..
نکته: راه بندر انزلی از کدام طرف است؟!
سوم:
خانم شمعدانی، یعنی همسر آقای شمعدانی و مادر بچه های آقای شمعدانی (پسران آقای شمعدانی و یگانه دختر آقای شمعدانی) و خانم خانه آقای شمعدانی، از آنجا که بسیار بسیار دوراندیش است، برای این سفر 2 روزه به قاعده یک وانت بار، از لوازم خانه را برای این سفر بار زده بود..
نکته: اوتوموبیل آقای شمعدانی تنها یک پراید صندوق دار است.!
چهارم:
اصولا از آنجا که چنین سفری هزینه ای نزدیک به چند صد هزار تومان را شامل می شود، آقای شمعدانی مقادیر متنابهی اسکناس سبز رنگ طرح جدید (2000تومانی) و تعداد معدودی چک مسافرتی، با خود همراه ساخته است..
نکته: دو روز دیگر، سررسید چک خرید اوتوموبیل به مبلغ چند میلیون تومان، می باشد و حساب آقای شمعدانی پر از خالی است.!
پنجم:
در هنگام نگارش این سطور، کاروان سیاحتی آقای شمعدانی سفر را آغاز کرده است و احتمالا نیمی از راه را طی کرده است. اما اخبار حاصله حاکی از این خبر است که گویا شریک آقای شمعدانی (همان صاحب ویلا که قرار بود مهماندار آقای شمعدانی و خانواده شمعدانی باشد) به خاطر کسالت راهی تهران شده و به لطف خطوط همیشه در دسترس تلفن همراه، شامل اصل مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد، شده است..
نکته: ندارد.!
هو الشفاء./
آدم ها دو دسته اند:
دسته اول کسانی که در هیچ دسته ای قرار نمی گیرند.
و دسته دوم کسانی که همه دسته بندی ها را متلاشی می کنند.!
پس اگر خوب ذقت کنید، اصولا آدمی پیدا نمی شود که در دسته بندی قرار بگیرد. الا آدم هایی که از اصل و ریشه به دسته بندی اعتقادی ندارند.!
حالا شما از کدام دسته اید؟!
همین والسلام./